ابراهيم عاملي ( موثق )

226

تفسير عاملي ( فارسي )

پيغامبرى خود ز آنها نيرو نمىخواهى [ و قرآنت ] جز پند همه جهانيان نباشد 105 و چه نشانه ها است در آسمانها و زمين [ بر توان ما ] كه شب و روز بر آنان بگذرد ، و ايشان آنها را نديده گيرند ، 106 و بيشتر اين عربها [ كه قرآن براىشان بخوانى ] بحقّ نمىگروند مگر كه براى او انبازى پندارند [ و بتان و ديگر آفريدگان را دست اندر كار آفرينش دانند و حوادث ناگوار آسمانى و زمينى را پديده آنان انگارند ] 107 ، مگر اين بتپرستان آسوده‌اند كه آزارى فراگير از سوى حقّ برسد و يا رستاخيز بناگهان آيد و ايشان ز همه جا بى خبر بوند 108 تو به آنها بگو اين دين حقّ پرستى روش من است كه با بينائى خود و پيروانم شما را به آن مىخوانم . و البتّه خدا پاكيزه ز هر بدى باشد و من ز آنان نباشم كه انبازى براى او پندارم 109 اى محمّد ، ما پيش از تو كسى نفرستاديم مگر مردانى ز هر سرزمين كه پيامبرى در دلشان مى - آورديم پس چرا نمىروند و گردش نمىكنند تا به بينند سر انجام آن مردم كه ز ايشان جلو بوده‌اند بكجا رسيده [ و چگونه پيامبران خود ميآزردند و گرفتار ميشدند ] ؟ و البتّه كه سراى ديگر بهتر بود براى آنان كه پرهيزگار بودند [ و سر بفرمان پيغمبران ] پس چرا نمىانديشند [ تا بيايند ] 110 كه چون آن پيامبران ز ايمان مردم نااميد شدند و استوار داشتند كه دروغگوشان مىپندارند [ و هرگز نخواهند به آنان گرويد ] يارى ما به پشتيبانيشان رسيد و آنها را كه خواستيم و بسرنوشتشان كرديم آسوده بداشتيم و آسيب ما ز ستمكاران برگشت نداشت 111 و البتّه كه در داستان اين گونه مردم پندى است براى خردمندان تا بدانند كه قرآن گفتارى دروغ ساخته نباشد بلكه براى راست شمردن آن كتاب آسمانى است كه جلو از آن بوده است و يكايك نمودن هر چيزى است [ كه رستگارى آدميان است ] و رهبرى و مهربانى براى گروه مؤمنان . سخن مفسّرين : « وَما أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ » 103 فخر : جهت ارتباط اين آيه را بآيات پيش چنين گفته‌اند كه اعراب به نظر آزار و سختگيرى قصّه يوسف را از پيغمبر خواستند تا شود بكارى دشوار گرفتار شود ، آن حضرت كه آيات